خونمون!

دلم برای خونه زندگیم... برای آشپزخونه  و اتاقمون تنگ شده.... این همه دوری برای من سخت  شده.... همسر هم مشهده و شوهر  خواهرم اجازه نداد زودتر  برگردیم و البته خواهر جانم! حالا ساک رو بستم و مصرانه گفتم امروز میریم اگه خدا بخواد.... البته سر راه میریم خونه مامان..... ولی خب خونه خودمون  آرزوست..... بعد از سفر دلچسب ترین چیز دیدن  درودیوار خونه ایه که اروم ترین جای دنیاست.... 

/ 3 نظر / 9 بازدید
زهرای روزهای خوب پاییزی

وای مسافرت که خیلی خوبه مخصوصا که خونه مامان ادم باشه من الان دلم مسافرت می خواد اما نمی شه که بشه که

زهرای روزهای خوب پاییزی

وای مسافرت که خیلی خوبه مخصوصا که خونه مامان ادم باشه من الان دلم مسافرت می خواد اما نمی شه که بشه که

گلبرگ

خوش بگذره خانووم.. هميشه به تفريح..