دوباره رسید ...روزهای زیبای رمضانی .... عطر خوش سحرها ...لحظه قشنگ افطار....


انگار رمضان حس و حالش رو با خودش میاره ...دلتنگیش هم قبل از وردش روی دلت سنگینی میکنه ...

انگار رمضان قراره باید تا مارو آروم کنه ...تا اشکهامون دلیل موجهی برای جای شدن داشته باشن .....

هر رمضان که نزدیک میشه من یاد رمضان سال 84 می افتم .....فکر میکنم هر سال اینو تکرار میکنم ... اما واقعا قشنگترین ...ناب ترین و بهترین رمضان عمرم رمضان 84 بود .... پا به ماه بودم .... و منتظر ورود عزیزترین هدیه خدا ....

سحرها پابه پای همسر بیدار بودم و تمام روز برای دخترکم با صدای بلند قرآن میخوندم ....

حسم و حالم رو حاضر نبودم با هیچی عوض کنم .......

سنگینی جسمم بود ...اما روحم سبک بود ...اونقدر که هیچ خستگی و بیخوابی منو اذیت نمیکرد...چقدر نزدیکتر بودم به خدا ... و چقدر دلم میخواد اون حس رو دوباره تجربه کنم .....

کاش قلبم اینقدر زنگار نگرفته بود و زلال بود .....

هر چند شب های قدر منو یاد رمضان 88 میندازه و ضجه ها و ناله هام و تنهایی مطلقم ....

اما من دوست دارم .... حس و حال قبل افطارو سینی سفید مخصوص افطاری رو ... ماه عسل رو .....

سکوت سحرها رو .... و همه حس و حال خوبی که توی این ماه به خاطر درک حضور خدا برامون بوجود میادرو دوست دارم ....

فردا این حس های قشنگ شروع میشن به امید خدا ......

و من بیصبرانه منتظرم......

رمضانتون پیشاپیش مبارک.....

*****************************

من قبلا به خاطر ورم معده و پارسال به خاطر خونریزی کلیه هام متاسفانه نتوستم روزهامو بگیرم کامل .... امسال فقط دعا میکنم خدا توانشو به من بده و محروم نشم ازین حس های خوب ......

قراره اینجا هرروز یه پیشنهاد غذایی بدم برای افطار و شام .....

من تصمیم دارم اولین افطار ته چین مرغ و بادمجون بذارم .....

افطارمون معمولا سبکه ...امروز برای همسر فرنی میذارم ....

امروز قراره گراتن بادمجون هم درست کنم .....

چیزی به ذهنم رسید حتما اضافه میکنم .....

امروز و امشب هم اعمال و دعاهای خودشو داره .... ازشون غافل نشید ....

*****************************

خدایا میشه لطفا.... لطفا..... لطفا.... یه نگاه برای من کافیه .....